چشات سازنده ی واژه
جمعه, ۲۲ شهریور ۱۴۰۴، ۱۱:۴۷ ب.ظ
نگات وقتی به من باشه، پُر از حس غرور میشم
تو خورشیدی و من ماهم، که با تو غرقِ نور میشم
چشات آرامشی داره، مثه بارونِ قبل از سیل
بلا وقتی شروع میشه، که از چشمات دور میشم
چشات هرچی دورتر شه، سرازیر میشه دلتنگی
دیگه چیزی نمیبینم؛ نباشی، ساده کور میشم
چشات جنگه، چشات صلحه، چشات معجون زخمامه
سکوتت میزنه زخمم؛ چشات باشه، صبور میشم
پ.ن:
خوبیِ چشم اینه که کاری نداره قهری یا آشتی،
در جنگی یا صلح،
در حال تلافی هستی یا بخشیدن…
۰۴/۰۶/۲۲