آهنگ ترکیبی از دو تا شعر
ز دست اون غروبایی، که میسوزونتم فریاد_غروب شد ،ماهُ دیدم باز ،دلم یاد چشات افتاد_
کمون ابروی مو مشکی، که چال افتاده رو دستت_چشات آرامشی داره، که میشه واسشون جون داد_